رضایت از حضرت فاطمه زهرا (س)

عبدالفتاح عبدالمقصودنویسنده اهل تسنن درکتاب الامام علی(جلداول)

 می نویسد که: ابوبکر و عمر که جهت گرفتن رضایت از حضرت فاطمه

(س)به خانه او رفته بودند. حضرت فاطمه (س) ان دو را با هم مخاطب

ساخت و گفت: ایا اگر حدیثی از رسول خدا به شما گویم باور میدارید

 و به ان عمل میکنید؟هر دو با هم گفتند اری. شما را به خدا سوگند

 میدهم  ایا از رسولخدا نشنیدید که میگفت : خشنودی فاطمه(س)

 خشنودی من است و  خشم فاطمه  خشم من  است  و هر کس

فاطمه دخترم  را دوست  بدارد مرا دوست داشته و هر کس او را به

خشم  اورد مرا به خشم اورده است ؟ هر دو گفتند ما این سخنان

را از رسول(ص)خدا شنیدیم.انگاه روی و دو دست به سوی اسمان

 دراز کرد و  با سوز دل همی گفت : من خدا و فرشتگان او را گواه

میگیرم که شما دو تن مرا به خشم اوردید و خشنودم نکردید  ......

اگر رسولخدا را ملاقات کردم  شکایت شما را به او خواهم کرد .چه

 کلماتی که ضربه سخت  شمشیر از ان سبکتر بود . گویا زمین از

زیر پای این دو کشیده شد و مانند اسیا سنگ به گردش درامد  از

 ضربه این کلمات سرگیجه گرفتند و برخاستندو خانه راترک گفتند .

 

افضل بودن علی یا ادم

در روز بیستم ماه مبارک رمضان سال چهل هجری که آثار مرگ بر

آنحضرت  ظاهر شد  به امام حسن فرزندش فرمود شیعیانی  که بر در

 خانه اجتماع  نموده اند اجازه دهید بیایند و مرا ببینند و وقتی آمدند 

 فرمود  سوال  کنید از من هر چه می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید و

لکن سوالهای سبک و مختصر .از جمله سوال کنندگان صعصعة بن

صوحان بود که از رجال بزرگ شیعه کوفه بود و سوال کرد : مرا خبر

دهید شما افضل هستید یا آدم حضرت فرمود : قبح است که مرد خود

را تعریف  و تزکیه بنماید و لکن از باب  واما بنعمة ربک فحدث میگویم

من از آدم افضل هستم  عرض کرد به چه دلیل از آدم افضل هستی 

 حضرت بیاناتی فرمود که خلاصه اش اینست که برای آدم همه قسم

 وسایل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود فقط از یک شجره

 گندم منع گردید و او منتهی نشد و از آن شجره خورد و از بهشت

 خارج شد .ولی خداوند مرا از خوردن گندم نهی نکرد من به میل و

اراده خود چون دنیا را قابل توجه نمیدانستم از گندم نخوردم .

نقل از : شبهای پیشاور

اساس اسلام محبت آل محمد (ص) است

شیخ طوسی با سند خود از امام محمد باقر،از امام سجاد،از امام

 حسین (ع)نقل کرده است که فرمود : رسول خدا(ص) وقتی

اعمال ومناسک خود را در حجةالوداع را به پایان رسانید،بر مرکب

خود سوار شد و چنین سخن آغاز نمود: داخل بهشت نمی شود

 مگرکسی که مسلمان باشد، ابوذر غفاری که رحمت خدا بر او

باد روبروی حضرت ایستاد و پرسید : ای پیامبر خدا (ص) اسلام

چیست ؟ حضرت (ص) فرمود : اسلام برهنه است و لباس آن

خود نگهداری ،زینت آن حیا ، معیارآن پارسای،کمال آن دیانت ،

و میوه اش عمل صالح است ، وهر چیزی اساس و شالوده ای

دارد و اساس اسلام  محبت ما اهل بیت عصمت (ع) است .

                 نقل از : فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)

 

سوالهای یهود از جانشین پیغمبر

ابن عباس گوید: دو برادریهودی از بزرگان یهودی به مدینه آمدند وبه

 مسلمانان گفتند به ما گفته شده که در سرزمین تهامه پیغمبری

 پدید آمده و آرمانهای یهودیان را سفاهت میشمارد و از دین ما انتقاد

 می کند ما میترسیم به دنبال پیشرفت خود ما را ازروش پدران خود

 بگرداند و ازراه دین بیرون ببرد کدام از شما این پیغمبر هستید تا

اگر همانی که حضرت دارد به ما مژده داده به او بگرویم از او پیروی

کنیم و اگر تنها مردی است سخن سنج و لفظ باف که شعر میگوید و

با نیروی زبان خود به مردم چیره میشود با جان و مال خود نبرد کنیم

کدام شما این پیغمبر است؟

ادامه نوشته

علی (ع) افضل است یا حضرت آدم

علی (ع) افضل است یا حضرت آدم

در روز بیستم ماه مبارک رمضان سال چهل هجری که آثار مرگ بر

آنحضرت ظاهر شد به امام حسن فرزندش فرمود شیعیانی که بر در

خانه اجتماع نموده اند اجازه دهید بیایند و مرا ببینند و وقتی آمدند

فرمود سوال کنید از من هر چه می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید و

لکن سوالهای سبک و مختصر .از جمله سوال کنندگان صعصعة بن

صوحان بود که از رجال بزرگ شیعه کوفه بود و سوال کرد : مرا خبر

دهید شما افضل هستید یا آدم حضرت فرمود : قبح است که مرد خود

را تعریف و تزکیه بنماید و لکن از باب واما بنعمة ربک فحدث میگویم

من از آدم افضل هستم عرض کرد به چه دلیل از آدم افضل هستی

حضرت بیاناتی فرمود که خلاصه اش اینست که برای آدم همه قسم

وسایل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود فقط از یک شجره

گندم منع گردید و او منتهی نشد و از آن شجره خورد و از بهشت

خارج شد .ولی خداوند مرا از خوردن گندم نهی نکرد من به میل و

اراده خود چون دنیا را قابل توجه نمیدانستم از گندم نخوردم .

نقل از : شبهای پیشاور

روایت

ابن عباس گوید :روز پنج شنبه بود درد بر پیامبر شدید شده بود فرمود بیاید برایتان کتاب بنویسم که هرگز پس از آن گمراه نشوید.

عمر گفت : درد بر پیامبرغلبه کرده است هذیان می گوید شما قرآن دارید قرآن ما را بس  است،اهل خانه اختلاف کرده و با هم نزاع کردند. هنگامی که اختلاف زیاد شد ، حضرت فرمود : بلند شوید و از نز د من بیرون روید !

ابن عباس می گوید : بالاترین مصیبت این بود که نگذاشتند پیامبر (ص) آن کتاب را برای ایشان بنویسد و به جای اطاعت از آن اختلاف کرده و هیاهو نمودند .

این حادثه دردناک بدون شک صحیح است زیرا هم علمای شیعه و سنی در کتابهایشان نقل کرده اند.

صحیح بخاری :باب قول مریض ،صحیح مسلم:75/5

حال به نظر شما چه کسانی این تفسیر آیه زیر رانقض کردند وبه پیامبر(ص)تهمت هذیان زدند.

ما تاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا 

آنچه پیامبر به شما دستور می دهد اطاعت کنید و آنچه را که نهی کند واگزارید.

بر درب بهشت نوشته شده


در مرحله علی نه چون است نه چند
در خانه حق زاده به جانش سوگند
بی فرزندی که خانه زادی دارد
شک نیست که بایدش به جای فرزند

آن دم که وفات پیامبر(ص) فرا رسید فرمود: برادرم را فرا خوانید .علی را خواستند به او فرمود: به من نزدیک شو! به وی نزدیک شد و آن حضرت را بر سینه خود تکیه داد،همچنان با وی سخن می گفت تا اینکه روح پاکش از بدنش خارج گردید و مقداری از آب دهان آن حضرت بر بدن او ریخت فرمود: بر درب بهشت نوشته شده:لا اله الا الله ، محمد رسول الله علی اخی رسول الله.

طبرانی در اواسط ، خطیب در المتفق و المفترق ،و صاحب آنرا در کنزالعمال ، منتخب کنز در حاشیه ص 35 جزء5 مسند احمد و حاشیه ص 46 از ابن عساکر نقل کرده اند.

خداوند درشبی که علی در فراش پیامبر خوابید به جبرئیل و میکائیل وحی فرمود: من بین شما دو نفر برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی تر ساختم کدامیک از شما حاضر است رفیقش را بر خود در زنده ماندن مقدم سازد؟ هر دو زنده ماندن خود را انتخاب کردند، خداوند به آنها وحی نمود شما نمی توانید مثل علی ابن ابیطالب باشید؟ من بین او و محمد برادری قرار دادم ولی او در فراش محمد (ص) خوابیده تا خود را فدای او سازد و او را در زنده ماندن بر خود مقدم دارد، هر دو به زمین فرود آئید و علی را از گزند دشمن حفظ کنید. آن دو فرشته نازل شدند و جبرئیل بالای سرش نشست و میکائیل پائین پایش،جبرئیل ندا میکرد: به به به تو ای فرزند ابوطالب که خداوند با تو فرشتگان مباهات میکند. و خداوند این آیه را در این مورد نازل کرد: ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله روف بالعباد .و بعضی از مردم برای درک رضای خدا جان خویشتن را می فروشد.

به نقل از : سنن در مسانید،امام فخر رازی در ص 189 جزء26 تفسیر.