اصحابي كه خانهايشان به مسجد راه داشت
در مسند احمد حنبل از حذيفه مروي است كه : چون اصحاب به مدينه آمدند اول در مسجد مي خوابيدند وازآن ممنوع شدند در دور مسجد آن حضرت خانه ها ساختند و درهاي آن خانه ها را در مسجد كردند، تا آمد وشدآسان تر باشد وبه آن حضرت نزديكتر باشند، چون چندي بر اين گذشت ،امر الهي شرف نفاذ يافت كه درها بسته شود و حضرت رسالت پناه معاذبن جبل را امرفرمود كه اين حكم را به اصحاب رساند وچون هر يك كه مي شنيدند كه امر الهي است ميگفتند ((سمعنا واطعنا)) يعني شنيديم و فرمان برداريم واميرالمومنين (ع)متفكر شد كه : آيا او نيز يه موافقت اصحاب ، در را مسدود نمايد و يا آنكه به حال خود گذارد؟ در حالي كه رسول خدا (ص) در خانه علي (ع) را به امر خدا مستسني كرده بود و چون خبر متفكر بودن آن حضرت به پيغمبر رسيد فرمود كه: يا علي ! ساكن باش در خانه خود ، به پاكي و پاكيزگي .
وجمعي از اصحاب را خوش نيامد وبر ايشان گران بود كه علي را زيادتي باشد ، چه عمر مكرر التماس نمود كه دريچه اي از خانه او به مسجد باشد و آخر به سوراخي كه روشنائي دهد راضي شدو حق تعالي رخصت نداد ، باهم نشستند و در حق علي (ع) سخنان مي گفتند ، تاآنكه به حضرت رسالت پناه رسيد ،بعد از نماز برخاسته،و خطبه اي بليغ ادا نمود وبه مضمون اين كلمات فرمود كه: بر جمعي گران آمده كه درهاي خانه هاي ايشان بسته شده و درِ خانه علي به حال خود مانده به خدا قسم كه من آنهارا از مسجد بيرون نكردم و علي را در مسجد جا ندادم و چنانچه حق تعالي به موسي وحي فرستاد كه به غير از هارون و ذريت او كسي را جايز نيست كه در مسجد موسي ساكن باشد، چون علي برادرمن است وبه جاي هارون است،مراچنانكه هارون از براي موسي بود،اوازبراي من است وذريت اوبه جاي ذريت هارون اند، حق تعالي وحي فرستاد كه در مسجد من به هر نحو كه خواهند باشند و غير ايشان كسي را به هيچ وجه رخصت نداده و هر كه به اين معني راضي نباشد وبر او گران باشد برود- واشاره به جانب شام نمود يعني هر كه به حكم خدا راضي نشود رو به راه شام كند. ِ
نقل از حدیقة الشیعة
الهی در عزتم همین بس که تو را بنده ام